نظر علي الطالقاني
29
كاشف الأسرار ( فارسى )
عن الصادق ( ع ) فى هذه الآية ( انّ الصّبر الصّيام ) و قال ( اذا نزلت بالرّجل النّازلة الشّديدة فليصم ) : صادق ( ع ) فرمود در وقتى كه نازل شود به شخص بلا ، پس روزه بگيرد فانّ اللّه تعالى يقول استعينوا بالصّبر و الصّلاة يعنى الصّيام . 31 سيّم سياحت ، ففى التوبة التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ 32 الآية و فى التحريم عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ الى ان قال سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً 33 اى الصّائمون و صائمات . و امّا وجه مناسبت اين سه تعبير آن است كه صوم و صيام در لغت ، مطلق امساك را گويند و روزه هم امساك مخصوصى است و فى القاموس صبره عنه حبسه و الصّبر ضدّ الجزع 34 و روزه حبس نفس است از منهيّات صوم . و سياحت يعنى گشتن و سير كردن و عن النبى ( ص ) سياحة امتى الصّيام 35 : سياحت امت من روزه است . و چون رهبانيت و سياحت در شريعت عيسى ( ع ) ممدوح بود كه از سير در زمين عبرت از مخلوقات گيرند كه به چشم مىديدند و سياحت اين امت در صوم است كه چشم حس و حجاب و شهوت برخيزد پس به ديدهء باطن سير در ملكوت و ما فوق آن نمايد . و اين است معنى مهمان كردن خدا مردم را در ماه رمضان كه در حديث است زيرا كه غذاى روح ، ادراك است يا اين است كه صوم سبب بهشت است و بهشت مهمانخانه خدا است ، يا آنكه در اين ماه خوان عفو و مغفرت خود را نسبت به مردگان و زندگان گشوده . فافهم . بارى ببين تفاوت ره ميان اين امت و امت روح اللّه از كجا است تا به كجا . و معنى ديگر آن كه صوم سه گونه است : عام ، و آن صومى است كه در كتب فتوى نويسند ، يعنى ترك مفطرات فقهيّه . و خاص ، و آن ترك است مر مفطرات باطنيّه را هم چون غيبت و فحش . و اخصّ ، و آن ترك و اعراض ما سوى است . اين را بعضى گفتهاند و لكن تو مىدانى كه اين اخصّ دخلى به اخبار و آيات صوم ندارد . فافهم . و بيان بهتر از اين آن كه اين سه تعبير به حسب تفاوت عاملين است كه سه درجه دارند ، اگر چه هر درجه را عرض عريضى است ، چنانچه كليه عوالم هم سه بيش نيست . اوّل ، درجه خائفين از عذاب و هاربين از عمل ، و اين درجه كسى است كه نفع و غايت عمل را نفهميده و با آمر و ناهى هم محبت و انس ندارد و لكن از ترس عذاب و چوب ، عمل مىكند . و حالت اين ، چون حالت حيوانات و اطفال مكتب است . حيوان كار مىكند از ترس ، و فائده كار نداند و با صاحبش نيز محبتى ندارد ، و طفل هم نفع درس نداند و با معلم محبت ندارد و از ترس چوب درس مىخواند و تا ايمن شوند يا ببينند